X
تبلیغات
رایتل
تغیر اخلاقی مردم کرمان  چاپ
تاریخ : سه‌شنبه 5 خرداد‌ماه سال 1388

بله آیااین است مهمان نوازی این است انسانیت این است ادب اجتماعی .

در کتابی میخواندم که خداوند فرموده که انسانها نباید تنهاباشند هم در سفر وهم در منزل وهم در اجتماع یعنی هرکسی باید دوستانی خوب داشته باشد وهمین طور مردم یک شهر باید باهم دوست باشند چون از عهده کارشان بتنهائی برنمی آیند برای مثال شمابرای تغذیه احتیاج به نان دارید ناراکی باید بپزد او نانوااست وتعدادی شاگرد که در نانوائی کار میکنند نانواآردرا برای پخت نان از کجا باید بیاور پس کارخانه وکارگرانی بایددر این کارخانه آرد کار کنند تا گندم آرد شود وحالا آن کارخانه آرد کندم راباید از کجابیاورد پس باید عده ای کشاورز باشندبا تراکتور وماشین آلات کشاورزی دیگر  تا گندم بکارند وآن گندم هارا مراقبت کنند کودبدهند آب بدهند تاموقع برداشت محصول در اینجا چند نفر باید باشند برای کاشتن و درموقع برداشت محصول احتیاج به کمباین هست که این گندم رادروکند پس این دستگاهای احتیاج به کارخانه بزرگی باپرسنل زیادی از قبیل مهندس ومدیران وکارگران بسیار وابزار وادوات بسیار دارد تا ساخته شود واین ادوات احتیاج به آهن فولاد چدن وآلومینیم ولاستیک وغیره دارد که هرکدام سازنده و پرسنل خواص خودش را دارد وهمین طور اگر ادامه بدهی میبینی که به رئیس مملکت هم خواهی رسید که اوهم احتیاج بملت دارد تاباو رای بدهند واورابعتوان رئیس جمهور انتخاب کنند پس از این گردش نتیجه میگریم که همه ملت یک مملکت یا شهر به نیاز مند هستند وباید باهم دوست ویار وغمخوار همدیگر باشند نه دشمن جانی که بجان همدیگر بیفتند عده ای از دیوار منزل مردم بالا روند عده ای بخاط مقدار کمی پول همدیگر رابکشند وعده دیگر برای اینکه اندوخته خودرا زیاکنند بانواع حیل سر مرد کلاه بگذارن ومال مردم راچپاول بکنند پول به مردم بانرخ پنجاه درصد نزول بدهندیا بچه وزن وحتی مردهارا بدزدند واز بابت آنها مبلغ کلانی پول در قبال آزادی آنها بخواهند .

آیاهیچوقت فکر کرده اید این پولهانسیب چه کسی میشود مبلغهای کم خرج مشروب ومداد مخدر میشود دوباره فردا باید یک دزدی دیگر انجام شود ومبلغهای کلان هم خرج بیماریها ویاقسمت اسخاص دیگر میشود برای مثال شخصی که باهمین سیستم کلاه برداری ثروت کلانب بدست آورده بود تا زمانیکه زنده بود مریض بود وغذای او بسیار ساده بود وبرای اینکه بیشتر برای کسب پول زنده بماند رژیم سختی که دکتر باو تجویز کرده بود داشت هیچی نمیخورد تااینکه از دنیا رفت بعلت نداشتن فرزند وفوت عیالش پیش از خودش تمام مال وسروت او تقسیم شد بین دولت وبرادر زاده هایش که باهم خیلی خوب نبودند وازهم بدشان میآمد.

این بیچاره ساله گرسنگی خورد وز محل کسب خود وشهر خود خارج نشد وبه فامیلهای فقیر خودش هم هیچ کمکی نمیکرد وقت مردن بجز حداکثر یک تیکه پارچه همراهش نبود آخه این طور زندگی بچه در د میخورد اگر با این پولها کارخانه ای در ست کرده بود اقلا آدم میگفت بااین پولهای دزدی وکلاه برداری یک کارخانه ساخته وتعدادزیادی کارگر درآن مشغول بکارهستند وحقوقی در یافت میکنند.

یااینکه شخصی مدتها وقت صرف میکند ویک ابتکار بخرج میده حالا یا مغازه زیبائی درست میکند یاکارخانه ای میسازد یانمایندگی کالائی میگیرد همین که شروع بکار کرد صد نفر دیگر فورا" همانکار باهما آب ورنگ درست میکنند اینقرهم نمی فهمند گه دیگر برای هیچ کدام سود ندار وهمه همراه ورشکسته میشوند وبامبلغ زیاد بدهی یاراهی زندان میشوند یا فراری میشوند.

باید یک کمی از چینی ها تجارت وکاسبی آموخت شما میتوانید ببینید انواع واقسام چیز ها رامیسازند هیچکدام هم تکراری شخص دیگری نیست وهرکس کاری راشروع میکند وچون رقیب

تولیدی ندارد دراندازه انبوه از آن شئی که اختراع کرده میسازد وببازار دنیا صادر میکند اگر دقت بکنید در مملکت ما چند نوع دستمال کاغذی نامرغوب وجود دارد یاچند نو ع شامپو .صابون روغن مایع .خمیر دندان . سس رب گوجه فرنگی  همینطور آب میوه نوشابه آب معدنی وچیزهای دیگر اگر این کارخانه ها باسرماه گذاری سهامی مردم را در کارخانه سهیم میکردند ویک کارخانه یادوتا راوسعت میدادند هم کارخانه ورشکست نمی شد وهم مردمی که مقداری پول داشتند باندازه سها مشان سودمیبردند چقر بهتر بود تعدادزیادی کار گر ومهندس کارمند مشغول شده بودند وجنس مرغوب هم میساختندوببازار عرضه میداشتند.

 باید مردم قدری بفکر بیفتند وباافکاری عالی مردمی راه بیفتند وحتی کسانی که توی این راه نیستند با دلالت آنهارا راهنمائی کنند تا شهر ماهم آباد ومردم مامتمدن نوع دوست وقابل اعتماد شوند وخرابکاران ومغرضین وجنایت کاران ودزدان را از شهر خارج کنیم انشاالله