X
تبلیغات
رایتل
تغیر اخلاقی مردم کرمان  چاپ
تاریخ : یکشنبه 10 خرداد‌ماه سال 1388

در اینجایخواهم خواطره ای برایتان بگویم که خودمن شاهد آن بودم .

برای مدت یکسال من در یک تشکیلاتی که کارش بوجاری پسته بود بعنوان سرپرست مشغول بکار بودم وچون پشته ها صادراتی بودندبنابراین این کار باید بهداشتی انجام شود مجبور بودیم  کارگران زن بدون بچه بکار بگماریم وبهمین دلیل اکثرا" دختر استخدام میکردیم که هم قدرت کاری آنها بیشتر بود وهم از نظر بهداشتی تمیز تر بودند وتعداد شصت نفر کارگر دختر که ماهم لباس کار سبز رنگ تهیه کرده بودیم وهنگام کار کارگران ملزم بپوشیدن آن بودند واکثر کارگران یا از باغینی بودند یا طاهرآبادی .

وچون کارگاه در نزدیکی شرکت پسته واقع بود اکثر گارگران از محدوده همان روستای اطراف بودند چند روزی از کار مانگذشته بود که همه گفتند که ماروپوشهایمان کثیف شده میخواهیم بخانه ببریم وبشوئیم باخودم گفتم عجب کارگران تمیزی وبآنها اجازه دادیم که یک عصر پنجشنبه روپوش هارا براشتن ببرن روپوشها برای آزادبودن وبهتر وراحت بودن هنگام کارکردن قدری گشاد تر دوخته شده بود 

واما روز شنبه که کارگران آمدند تمام روپوشه تنگ وکمر کرستی مثل همین روپوشهائیکه هرروزه درخیابانها دیده میشود باعصبانیت گفتم چرااینکار را کردیدید گفتند که روپوش گشاد مد نیست حالا فکر کنید که دریک کارگاه که فقط پنجاه شصت نفر کار گرزن کار میکنند آنهم روپوش گار باید کمر کرستی باشدچون مد نیست وتمام این کارگران دوست داشتند که ضبظ صوت براشان اهنگ پخش بکندومرتب باصدای بلند آهنگهای ایرانی بسبک خارجی ویا آهنگهای خرجی میگذاشتندیکروز موقع نهار بعداز خوردن نهار در نهار خوری صدای ضبط بلند بود ومن که اطاقم کنار نهارخوری بود وداشتم حساب کتاب شرکت را مینوشتم حواس پرت شده بود آمدم دم در نهار خوری دیدم یک آهنگ رقص خارجی گذاشته اند ومشغول به رقصیدن هستند وبعلت اینکه شرکت ما اولین جائی بود که برای اولین بار پسته رابصورت بهداشتی پاک میشدومرتب از طریق ادارات وشرکتها مورد بازدید قرار میگرفت ومن با شدت بآنه پر خاش کرم وتهدید به اخراج کردم یکی از آنها آمد جلووگفت ببخشید ما از صبح ساعت هفت تا چهار بعداز ظهر کار میکنیم اگر اینقدر تفریح هم نکیم کسل میشویم گفتم آخه اگر پدرومار شما این منظره را ببینند چی میگویند گفت آقااز این نظر خیالتان راخت باشد ماهرشب کنار ماهواره هستیم با پدر ومادر حتی فیلمهای سکسی راهم میبینیم من دیدم که اینها از من که بیست سال در زمان قبل از انقلاب در تهران بوده وسفرهای خارج هم داشته ام پیشرفته تر هستندوباصاحب کار درمیان گذاشتم گفت کارشان ناشته باش من بااینها خیلی کار کردم اگر نگذار این کارهار بکنند میرون ومن هم در فصل پسته چینی دیگر نمیتوان کارگر کیر بیاورم  باید با آنها بسازی .منظور من این بود که اینها همه اثر ماهواره واست البته از نظر کشورهای غیر اسلامی این مطلب خیلی مهم نیست چوت از اوا بقیدوبی بندبار بوده اند حتی نسبت به زن خود تعصب ندارندتاچه برسد به دختر وخواهر واین در دین ما سازگار نیست وحقیقت هم همین است .