خوش آمدید

اتفاقات اجتماعی

خوش آمدید

اتفاقات اجتماعی

شهربانی

مردم کرمان در زمانهای گذشته البته در سالهای هزار وسیصد وچهل که من تازه از بخش شهداد به 

کرمان آمده بودیم مردم کرمان هنوز بکر بودند وتداخل نژادی نداشتند ومردمی آرام وخون سرد ومهربان بودندو اصیل بودند باهم برادر بودندالبته خیلی قدیما شنیده بودم که بین مردم کرمان بااقلیت زرتشتی واقلیتهای دیگر اختلافاتی بود آنهم به تحریک اشخاص منافق که از کنسول گری انگلیس حق وحساب میگرفتند ومرد م راتحریک میکردند اما بعدا" مردم متوجه موضوع شدندوشهر در آرامش نسبی خوبی روزها وماها وسالها را طی میکر درحدی شهر امن بود اگر ساعت ده یابیشتر بچه ای درخیابان گم ده بود شخصی که اورامیدید یا والدینش را پیدامیکر د یا تحویل پلیسش میدا د یادم میآید که من دریک روز عید که بامادرم بدیدن بزرگ خانواده رفته بودیم در مسیر گم شدم ودرکوچها از ترس میدویدم وگریه میکردم خانمی مرادید از من پرسید چطور شدی گفتم مامانم راگم کرده ام البته آن موقع من پنج سال داشتم بمن دلداری داد ومرا بر درب یک مغازه که میدانست بامانسبت دوری دارد وحتی صاحب مغازه مرا نمیشناخت تا اینکه دائی من بمغازه آمد برای گرفتن قند وچای وقتی مرادید بخانه برگرداند .

منظورم از این مطلب این بود که کسی در فکر دزدیدن بچه ها نبود واصلا" دزدی نمیشد وپلیس هم پیاده شب تاصبح در خیابانه قدم میزدند وکسی هم جرعت مرد آزاری یا کیف زدن ومبیل دزدیدن وپول گرفتن بزور چاقو از آقایان رانداشت مردم در امنیت کامل بسر میبردند اما حالا مردم جورواجور شده اند از تمام دهات وروستا واز اشخاص رذل وپست وآدم کش پر شده متوریها باکمال بی رحمی وشقاوت جلو یک بچه مثلا" ده سال یابیشتر یاکمتر رامیگیرند بخاط مثلا" هزارتومان پول توی جیبی او وبچه راباچاقو تحدید میکنند ویا کیف خانمهارا میزنند وبیچاره را مقدار زیادی روی خاک میکشند برای مثلا" حد اکثر ده هزار تومان حتی آن شخص بیچاره ممکن است در اثر زمین خوردن بمیرد یا بحال کمابرود یا ناقص بشود یانخاع او قطع گردد نمفهمم این هزار یا ده هزار اینقر ارزش دارد که آدم بکش مرگ بخورد آدم بهتر از این نان است شهر پرشده از یک مشت آدم کش  جانی دزد چاقوکش تجاوز به زن وبچه مردم میکنند حتی بپسر بچه ها اخه این چه شهری شده 

نه کسی رحم میکند ونه کسی هست که این ارذل واوباش رابگیرد ویک تنبیه درست بکن ینظر من باید آنهارا اعدام کنند وابا" شهر بانی هم پر خیالش نیست مامور پلیس از محل حادثه رد میشود اگر به او مراجعه کنی فوری میگوید این محل ماموریت من نیست اگر دخالت بکنم از من باز وخواست میکنند ومرا بزندان میاندازن وپلیس صدوده هم که ا دم گزارش میدهد در مرتبه اول حرف آدم را ندید میگیرند در مرتبه دو م وسم که تماس مگیری میگوید شما دزد ویاآن چاقو کش رابگیرید ماه تا ده دقیقه دیگر میرسیم واین ده دقیقه تا فرداصبح طول میگشد .

ایا این هست معنی بر قراری نظم شهری هررزوز نمیشود که خبر کیف زدن ویا کشتن ویا تجاوز به زن ودختر مردم نمیرسد آیا این است بر قراری نظم شهربوسیله شهربانی اینکه قانون جنگل است بنظر م تاچندوقت دیگر مردم همه مجبور بشوند که به اصلحه گرم یاسرد برا ی دفاع از جان خود بشوند وهمینطر همین الان عده ای به اصلحه سر مثل کار د یاچاقو مجهز شده اند از جمله خود من هر وقت شب پیاده در خیابان میروم حتما" یا بهشوکر مجهز میشوم یاچاقوی ضامن دار چون فکر میکنم که اگر به نهایت رسیدم از آ ن استفاده کنم وخودم را نجات بده گرچه کار بسیار بدی هم هست ولی چاره اینیست باین اراذل واین پلیس .

تازه اگر دزد یاجانی رابگیرید باید حتما" اورا باتعارف بگیرید واگر اتفاقی برایش بیفتد تازه پلیس و دادگاه طرف دزدرا میگیرند که شما چرا این مرد که میخواسته خانه شما اثاثیه شما که حاصل ساله زحمت وکار کردن بوده یکشبه ببرد وشما اورا گرفته وکتک زده اید وخدانکند که در دعوا دست یا پاویاسر اوبشکند فورا پلیس ودادکاه وکیل اومیشوند ودیه قابل توجهی از شخص میگیرند وحال انکه اگر دراین دعوا شخص دزد چاقودرشکم ادم فروکند ویا مال ادم رابدزدد ویا به ناموس شخص تجاوز کند ویا پسر بچه ویا دختر بچه مردم را بدزد فقط برای چندروز زندانی میشود واگر پولوپله داشته باشد وباپرداخت حق وحساب وگرفتن وکیل چندروز دیگر بسلامتی آزاد ودوباره بکارخود

ادامه میدهد ومعمولا" این اراذل بعضی وقتها با مامور پلیس همشهری هم میشود که کلا" پرونده بنفع او میشود چرا نمیدانم مگر بودجه شهربانی از همین مالیاتی که از مردم گرفته میشود یا از درامد ملی که متعلق بمردم میباشد تامین نمیشود پس چرا بجای اینکه بهطرفداری پردازنده حقوقشان باشند بطرفدار دزد بلند میشوند این چه سری است من نفهمیدم شما خواننده عزیز اگر میدانید بمن بگوئید .بامید روزی که تمام ادارات ما بوطیفه خود بنحو احسن عمل کنند همه مردم از همه ادارات راضی وخوشحال باشند انشاالله من هم بتوانم آن روز راببینم .

اداره دارائی

اداره دارائی یکی از مهمترین وحساس ترین ادارات در یک استان ویادر یک مملکت میباشد بهمین دلیل در کشورهای پیش رفته دارائی در صدر ادارات آن مملکت قرار دارد زیرا مقدار زیادی از بودجه مملکت را تآمین میکند ودر ممالکی که از وجود معادن وذخائر زیر زمینی ومانند نفت وگاز و یاچیز های دیگر محروم هستند ویا کشاورزی هستند ویا صنعتی بنابر این صددرصدبودجه آن کشور از طریق مالیاتیکه از طریق دارائی گرفته میشود تآمین میگردد بنابراین گرفتن مالیات بوسیله دارائی بسیار عمل مهمی است که آن اداره جزو شریانهای اصلی یک مملکت بحساب میآید وبنابر این عملکرداداره دارائی در محاسبه وگرفتن مالیات امر بسیار مهمی بشمار میآید وخطای بهر اسم که باشد (رشوه گرفتن واز مالیات گذشتن ویا تخفیف های کلان وبیجادادن ویا کلا" از پرداخت مالیات معاف کردن ) عمل بسیار فجیع و باعث ایجاد اغتشاشات بودجه ای وکسر بودجه مملکتی میشود این اداره باید مقررات شدید برای پرسنل خود بر قرار کند وباز رسان مرتب  حسابهای این اداره کنترل ورسیدگی بنمایند مثلا شخص تاجر یاکشاورزوصنعت گر ویاصاحب کارخانه های بزرگ باید مالیات آنها دقیقا" محاسبه وتادینار آخر آن گرفته شود البه در فاکتورها مالیات سهم سازنده وسهم خریدار نوشته شود که معلوم باشد که سازنده چند درصد مالیات باید بپرداز و خریدار چند درصد .البته منظور من تجار وصنعت گرو کشاورز وکارخانه دار خرده پانیست آنه باندازه مخارج ماهیانه کار میکنند منطور من اشخاص در سطح بالا میباشد.

اما در سیستم مالیاتی ما دونوع مالیت گرفته میشو د یکی مالیات مستقیم ویکی مالیات غیر مستقیم که مستقیم یعنی از حقوق کارمند مقداردرصد مالیات بر داشته میشود وغیر مستقیم یعنی مالیا روی بعضی چیز ها که در انحصار دولت هست بسته میشود مثل قند چای و سیگار .

باز وصول این مالیاته بر دونوع محاسبه وبه پردازنده مالیات تحویل میشود وآن یکی علی الرئس ودیگر از روی دفاتر وتراز های شرکت مالیات محاسبه میشود .

درمورداول که هما ن علی الرئس باشد ذیحساب اداره دارائی براساس ذهنیات خود ومأمور دارای روی فرمهای مالیاتی مبلغ خیلی بالائی رامینویسند مینویسند وتحویل کارخانه دار میدهند وکارخانه دار مبلغ قابل توجهی در پاکت میکند وتویل ذیحساب میدهد ومبلغ مالیات به دهم یا یک بیستم تقلیل پیدامیکند واین درصد بستگی بمبلغ داخل پاکت نیز دارد .

نوع دوم شرکتها دونمونه دفاتر محاسباتی در ست میکنند یکی برای دارائی ویکی برای شرکت حتی جای دفاتر ومحاسبه واقعی شرکت خارج از محل شرکت میباشد وهمیشه در دفاتر وتراز سود وزیان همیشه بابالا بردن هزینها ضرروزیان نشان میدند وباز با پرداخت مبلغ قابل توجه به مامور مالیاتی هم همان زیان را تائید ومالیات به صفر ویامثلا"در حد دوسه میلیون تومان بجای دویت میلیون تومان به اداره دارائی ارسال میشود وبعض شرکتها همان مامور دارائی را برای برای نوشتن حسابها باین طریق استخدام میکنند وهر ماهه حقوق بسیار خوبی باومیدهند وخیالشان هم از دارائی راحت میشود واین مامور خودش تمام کارهارا بعهده میگیرد وانجام میدهد.

حالا در نظر بگیرید اگر بودجه مملکت ما میبایست براساس درامد حاصل از مالیات محاسبه شود چقدر کسر بودجه داشتی وشاید ورشکست هم بودیم واین امر باعث میشود صاحبان کارخانجات وتجار وکشاورزان وصنعت گران پول وسرماه ایشان زیاد شود وبرای اینکه از دولت ومردم سرمایه آنه مخفی بماند سرمایه های خودرا به طرق مختلف از مماکت خارج یا در بانکهای سوئیس میگزارند ویا در کشورهائی مثل کویت دبی وشارجه وامثالهم بساختن وآبادانی آن کشور میکنند که آنها هم بسرشان میزند وادعای تملک بر تنب کوچک وبزرگ وابوموسی میکنند واین است ضررهای نگرفتن مالیات ها .ودرضمن بعلت خارج شدن سرمایه ها از مملکت کارخانه ها تعطیل وبیکاری فراوان ومرد کم درآمد بیچاره تر میشوند وفقر گرسنگی بر آنها بیشت فشار وارد میکندومملکت را به ورشکستگی میکشاند.