X
تبلیغات
رایتل
تعطیلات من  چاپ
تاریخ : پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388

سلام دوستان عزیز وخواننده گرامی    مدتی شد که ای دی اس ال اینجانب قطع شده بود وبهمین دلیل نتوانستم مطالب خودرا بنویسم اما بعداز تقریبا" سه ماه مروز که1387/9/19است از ساعت 5بعداز ظهر بخیر وسلامتی راه افتاد ومن از امشب که شاعت 7/49دقیقه است شروع بنوشتن کردم وبدلیلاینکه دوسه روز پیگرد کارشدم وامشب هم خیلی خسته هستم از نوشته مطالبی که نوشتم معذرت میخواهم وانشاالله از فرداشب خدمتتان تقدم میکنم فقط دوعدد جک برایتان مینویسم وخداحافظی میکنم 

اول وقتی که خداوند به حضرت ابراهیم امر فرمودند که پسرخودرا قربانی کن اگر میفرمودند که عیال خودرا قربانی کن این عید قربان چقدر بزگ وباشکوه عظمت میشد

دوم  یک شخصی از اهلی تبریض رفت کنار دریا مدتی شناکرد یک وقتی دید که یک پری دریائی آمد کنار او این اقای ترک از پری دریائی خیلی خوشش آمد درصدد خواستگاری برآمد واز اوخواست که با او ازدواج کند پری دریائی آهی کشید وگفت نمیتوانم با تو ازدواج کنم مرد علت راپرسید پری باز آهی کشید وباغم فراوان گفت    "آخه من که آدم نیستم " پس نمیتونم باتو ازدواج کنم مرد بالبخند موفقیت آمیزی گفت خوب من هم که آدم نیستم پس میتوانیم باهم ازدواج کنیم         خدا حافظ